حسين علوى مهر

242

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

جهان و نه در جهان ديگر ، هرگز نخواهى ديد . اهل كتاب و رؤيت خدا اعتقاد به رؤيت خداوند ، قبل از افكار و انديشه‌هاى اهل حديث و اشاعرة ، در ميان اهل كتاب وجود داشته است و بعيد نيست كه اين عقيده از جانب احبار و راهبان آنان با شيوهء خاصى وارد انديشه‌هاى مسلمانان شده باشد . در كتاب عهد قديم به اين مسأله در چند كتاب آن تصريح شده است ؛ از جمله در كتاب اشعياء آمده است : « ديدم سيد ( خداوند ) را كه بر كرسى بلندى نشسته است . . . » « 1 » در مزامير داود نيز چنين مىخوانيم : « اما من به نيكى ، صورت تو را مىبينم و به صورت تو نگاه مىكنم » . « 2 » مشاهده قلبى در روايات فراوانى از اهل بيت عليهم السّلام به مسأله رؤيت قلبى ، و اين كه مؤمنان خالص مىتوانند خداوند را با مشاهدهء قلبى درك كنند اشاره شده است ، كه معناى آن پى بردن به آثار خداوند متعال است و اين مسأله با ديدن خداوند با چشم ظاهرى كاملا متفاوت است . ذعلب يمانى از على عليه السّلام سؤال مىكند : اى امير مؤمنان ! آيا تا كنون پروردگارت را ديده‌اى ؟ حضرت فرمود : آيا چيزى را كه نمىبينم پرستش كنم ؟ ذعلب ، مىپرسيد : چگونه او را مىبينى ؟ حضرت فرمود : چشم‌هاى ظاهر با مشاهدهء حسى آن را نمىبينند ، و لكن قلب‌هايى كه حقايق ايمان را درك كرده‌اند او را درك مىكنند . « 3 » لازم به يادآورى است كه برخى از مفسران ، آيات مربوط به رؤيت خداوند را به همان مشاهدهء قلبى تفسير كرده‌اند . « 4 »

--> ( 1 ) عهد قديم ، كتاب اشعياء ، 1 - 6 . ( 2 ) همان ، مزامير / 17 : 15 . ( 3 ) نهج البلاغه ، خطبه 174 . ( 4 ) ر . ك : الميزان ، ج 8 / 24 .